باز امشب ماندهام تنها باز باران است و

سرما میکند

 بیداد

این آسمان هم در غم تنهایی من سخت می

گیرد این

 دل

افسرده من باز بی تاب است هیچ عشقی

نیست

شوری

نیست جای او در خانه ام خالی است صدای

پای او

دیگر

نمی آید طنین خنده اش دیگر نمی پیچید به

آغوشم

دگر

نمی ریزد خدایا رفته او مانده ام تنها و این

دل

افسرده ای

من بیمار است بیمار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ ۱۳۸۸/٤/۱٧ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

 

 

 

 

 

 َsoul mate is someone to whom weََََََََ

 feel profoundly connected ,as though the

 communicating and communing that takes

place between us were not the product of

intentional efforts, but rather a divine grace.

this kind of relationship is so important to

the soul that many have said there is

nothing more precious in life.

thomas moore

همزاد کسی است که با او احساس عمیق

 پیوند می کنیم گویی راز و نیاز بین ما

نه حاصل کوششی ارادی که ثمره موهبتی

آسمانی است.

این گونه پیوندی برای روح چنان ارزشمند

است که بسیاری گفته اند چیزی با آن برابری

نمی کند

توماس مور

 

+ تاريخ ۱۳۸۸/٤/۱٧ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

دردی است درون دل که من

میدانم

                                                    

یک حسرت عشق که من در آن

حیرانم

با دست پلید بی وفایی چه کنم؟

                                              زخمی دلم که روز و شب گریانم

+ تاريخ ۱۳۸۸/٤/۱٢ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

 

 

 

 

آن خس و خاشاک تویی/پست تر از خاک

تویی/شور منم نور منم/عاشق رنجور

منم/زور تویی کور تویی/هاله ی بی نور

تویی/دلیر بی باک منم/مالک این خاک منم...
 

+ تاريخ ۱۳۸۸/٤/٢ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

 

 

 

 

آزادی  ،

در دامن اسارت می زاید ،                                  


در زنجیر رشد می کند ،

از ستم تغذیه می کند ،

با غصب بیدار می شود ...



های ، این سرنوشت آزادی است !

دکتر علی شر یعتی

+ تاريخ ۱۳۸۸/٤/٢ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

شب است و چهره ی میهن سیاهه

نشستن در سیاهی ها گناهه

 تفنگم را بده تا ره بجویم

که هر که عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره.برادر شعله واره.برادر دشت

سینه اش لاله زاره

شب و دریای خوف انگیز و طوفان

من و اندیشه های پاک پویان

برایم خلعت و خنجر بیاور

که خون میبارد از دلهای سوزان

برادر نوجونه.برادر غرق خونه.برادر کاکلش

آتش فشونه

تو که با عاشقان درد آشنایی تو که هم رزم و

پهم زنجییرمایی

ببین خون عزیزان را به دیوار بزن شیپور صبح

روشنایی

 

 

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 


ادامه مطلب
+ تاريخ ۱۳۸۸/٤/٢ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

 

 

 

 

 اگر یکبار بازآیی برایت قصه خواهم گفت

من از شهر پرستوهاوآواز برایت قصه

 خواهم گفت

من از تنها گل سرخی که دردشت وجود

بی کسی هاست واز تنهاترین مرغی که

که عمری در قفس تنهاست برایت قصه

خواهم گفت

 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ ۱۳۸۸/۱/۳۱ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

چه گویم چها دیده ام سالها

اسیرانه نالیده ام سا لها

کلامی پسند دلم ای دریغ

 


ادامه مطلب
+ تاريخ ۱۳۸۸/۱/٢٩ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

 ازدیده به جای اشک خون می اید

دل خون شده از دیده برون می اید

دل خون شد


ادامه مطلب
+ تاريخ ۱۳۸۸/۱/٢۸ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()

من با عشق آ شنا شدم  وچه کسی این چنین

آشنا شد

وچه کسی این چنین آشنا شد؟

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود.

هنگامی لب به زمزمه گشودم

که مخاطبی نداشتم.

و هنگامی تشنه ی آتش شدم

که در برابرم دریا بود ودریا ودریا......!


ادامه مطلب
+ تاريخ ۱۳۸۸/۱/٢٧ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ نويسنده رکسانا راد نظرات ()